گوی

گوی

تو در میدان و من چون گوی در ذوق سر اندازی
تو شوق گوی بازی داری و من شوق سر بازی

۱ مطلب در دی ۱۴۰۴ ثبت شده است

1.
داستانی تعریف می کنند و شنیده اید احتمالا. ساختگی ست به گمانم. ولی شنیده اید. می گویند مردی در اتوبوس، نگاه کرد و دید بچه های مرد کناری اش خیلی شلوغ می کنند. جیغ و داد و بازی و خلاصه اتوبوس را به هم ریخته اند. به بغل دستی اش نگاه کرد و با کنایه گفت: «بچه های شمان؟!» و بغل دستی اش لبخند تلخی زد و گفت: «بله! تازه داریم از بیمارستان میایم. مادرشون از دنیا رفت همین الان. موندم چطوری بهشون بگم؟!» و به ناگاه، مردی که از بی خیال پدر این بچه ها کلافه شده بود، حس ترحم به خود گرفت و متوجه اشتباه برداشت خود شد. از این داستان اینگونه استفاده می کنند که «تو جای بقیه نیستی پس تصمیم نگیر و حرف نزن». از این حرف ها که برای ما پرت می کنند و خودشان بعدا به جای ما تصمیم می گیرند. مثل آزادی! ایران و مصر هر دو مسلمانند. آزادند که از چیزی حمایت کنند یا نکنند. مخالفت نه! حمایت کردن یا نکردن. به زور می خواهند بگویند ایران و مصر هر دو باید از مریض های جنسی حمایت کنند :) آزادی، حرفی است که پرتاب می کنند برای به بند کشیدن ما. «تو جای بقیه نیستی که تصمیم بگیری» را پرت می کنند که به جای ما تصمیم بگیرند. 

 

2.
نتیجه داستان را بد گرفته اند. باید از داستان اینطور نتیجه گرفت که «اگر همه جانبه نگاه نکنی، اشتباه تصمیم می گیری». از این به بعد اگر در این پست از «جامعیت» استفاده کردم، منظورم همان «همه جانبه نگری» و «همه جانبه عملی!» است. 

 

3.
کانال «اخ فی الله» را دنبال می کنید؟! اگر اشتباه نکنم کانال اصلی اش در تلگرام است و در ایتا هم یک شعبه زده. نمی دانم چه شد که سر از این کانال درآوردم. جزو همان کانال هایی است که دنبالشان نمی کنم ولی گاهی می خوانم. در این کانال چه می گذرد؟! اخبار مربوط به سرزمین های اشغالی را منتشر می کند. یکی از معیارهای من برای سنجش صحت اخبار، این کانال است. چطور؟! به گمانم ادمین کانال انقدر این سالها خبر منتشر کرده و کار کرده که در این مسیر خبره شده. می داند چه چیزی دروغ است و چه چیزی غلط. خبر شلیک موشک های ایران که می آید، برای صحت سنجی به این کانال مراجعه می کنم. وقتی می بینم خبری کار نکرده یا ضد آن را گفته، متوجه ساختگی بودن خبر می شوم. حتی گاهی می نویسد که تا الان من خبری پیدا نکردم. می نویسد فلان خبرم اشتباه بود. این کانال را چرا معرفی کردم؟! برای اینکه اخبار را از منابع معتبر پیگیری کنید؟! بی کارم؟! مخاطب اینجا را نمی شناسم؟! نه راستش. برای همه جانبه نگری. برای جامعیت. معرفی اش می کنم.

 

4.
همه صحنه را باید یک جا دید. فوکوس و تمرکز بی جا روی یک مسئله، بحران آفرینی می کند. چه در نقاط مثبت و چه در نقاط منفی. تو به زور بازویت بنازی و دست روی مظلوم بلند کنی، یک گاو پر زور هستی. همانطور که اگر دکتری داری و خارج از صف نان می گیری، یک جناب/خانم دکتر بیشعوری. دکتری داری ولی بیشعوری. زور داری ولی گاوی. همه صحنه را باید با هم دید. اگر همه را نبینیم، گاو را از گاو بودن می اندازیم و به انسان ترفیع درجه می دهیم یا به سوسک تقلیل جایگاه! حالا این مسئله انقدر مهم است که باید می گفتمش؟! فذکر! ان الذکری تنفع المومنین. 

 

5.
من برای بی دین صحبت نمی کنم. مخاطب بنده خدای این وبلاگ، که مجبور است نوشته های من را تحمل کند، دین دار است. هر چند که اصرار کند من به خاطر انگشت کردن در دماغم از جایگاه قرب الهی دور شده ام و خودم را دین دار نمی دانم! نه. فضای بیان خیلی پیشتر از این ها هم مذهبی بود، چه برسد به الان. مخاطب مذهبی این وبلاگ را به تأمل و درنگ در مورد مسائلی مثل «صبر» و «استقامت» دعوت می کنم. شما خارجکی های دین دار به واکاوی و تحقیق در مورد معانی نهفته پشت الفاظ چه می گویید؟! مولفه پژوهی؟! همان. کمی مولفه های صبر و استقامت را بررسی کنیم خوب است.

 

6.
صبر و استقامت در ناخوشی رخ می دهد. یعنی چیزی که به ظاهر برای تو بد است. یعنی امکان وقوع مسائل بد در زندگی انسان وجود دارد. کدام انسان؟! انسانی که مخاطب قرآن است. مخاطب اولیه قرآن هم اصحاب پیامبر (ص) بودند. کسانی که تحت تعالیم ایشان بودند. ذیل حکومت ایشان زندگی می کردند و نفس می کشیدند. بعدتر کسانی که در دوران امیرالمومنین (ع) بودند. اینها به لحاظ زمانی اولین مخاطبین قرآن کریم بودند. خدای متعال وقتی به صبر و استقامت دعوت می کند یعنی در همان دوران، امکان وقوع ناخوشی در زندگی وجود داشته. نفی و انکار بروز و ظهور ناخوشی، خود از حماقت است. حالا مگر کسی هم پیدا می شود که دنبال نفی ناخوشی باشد؟! بله. 

 

7.
نیاز، انسان را به سمت جلو می برد. نیاز به آب داری، دنبال آب می روی. اما اگر محل رفع نیاز را اشتباه بگیری، به بیراهه می روی و ناراضی تر می شوی. آب را باید از چشمه برداشت، نه از فاضلاب. هر دو روانند ولی جای اطفای نیاز حقیقی در چشمه است، نه در فاضلاب. کجاست که هیچ سختی و ناخوشی ندارد؟! مثلا در دوران امام زمان (عج) هیچ ناخوشی نخواهد بود؟! دیگر کسی نمی میرد؟! ملک الموت بی کار می شود؟! باید به این سوال جواب بدهیم دیگر! نباید جواب بدهیم؟! حالا پذیرش اینکه ناخوشی همیشه هست، یعنی نباید به سمت برطرف کردن آن برویم؟! می رویم. باید هم برویم. اما همه جانبه اگر نگاه کنیم، با جامعیت، هم ناخوشی را بهتر می توانیم تصویر کنیم و تحمل، هم سراغ فاضلاب نمی رویم. 

 

8.
مشکلات معیشتی هست. کسی منکر آن نمی شود. همانطور که هزار و یک مشکل دیگر هم هست. اما آقای دکتر را، جناب پر روز را، همه جانبه باید دید. بعد برخورد مناسب با آن را طراحی کرد. شما می توانید با دکتر، چند برخورد داشته باشید. یکی اینکه در هر مواجهه با او، بیشعوری اش را به رخش بکشید. یکی اینکه هیچ وقت با او مواجه نشوید. یکی اینکه بیشعوری اش را ندیده بگیرید. این ها نحوه برخوردهای مختلف است. ولی فایده ای هم دارد؟! چیزی را جلو می برد؟! یا برخورد از سر بی عاری است؟! برخورد صحیح این است که دکتر، مادامی که امکان دارد، در مقام دکتری خود بماند و از آن مسیرش استفاده کرد، در مورد بیشعوری اش هم کار کرد. 

 

9.
به خدا نفسم از جای گرم بیرون نمی آید. هزاران بار وقت گذاشته شده برای کسانی که مادران و پدرانشان این روزها زنگ می زنند و می گویند بچه ما را گرفته اند. همان هایی که گاهی قربان صدقه ما می رفتند و گاهی به مناسبت مسائلی مثل این مشکلات فعلی، فحش مان می دادند. من می دانم! به خدا می دانم کار کردن با آدمیزاد چقدر صبر می خواهد و چقدر انرژی بر است. مادر نشدم ولی مادری کردن رفقایم برای بقیه را دیده ام! :)) خیلی اوقات نه طرد، نه تحویل گرفتن زیادی، راه حل نیست. دقیقا کج دار و مریز باید جلو رفت.

 

10.
اخ فی الله را چرا معرفی کردم؟! چون صحنه را کامل ببینیم. حالا اخ فی الله همینطوری به ذهنم رسید. خیلی منابع و چیزهای دیگری برای گرفتن اطلاعات هست. ایران اسلامی، خیلی از اتفاقات را رقم زده و می زند. موثر بوده و هست. چقدر موثر بوده؟! فلان قدر! چه قدر مشکلات دارد؟! بهمان قدر. مشکلاتش را چطور باید حل کرد؟! از این طریق! همه را با هم ببینیم! همه را با هم. که نه ناامید بشویم و نه امید بی جا پیدا کنیم. حسن ظن به خدای متعال و وعده هایش به همراه دیدن واقعیت ها و تلاش برای حل آن.

 

11.
تکراری بود؟! می دانم. اگر انسجام مطلب را توانسته باشم حفظ کنم، تکرار قبلی ها بود. تکرار مطالب خود شما در وبلاگ ها بود. فقط حس کردم لازم است بگویم، جامعیت و همه جانبه نگری، حتی در مشکلات هم لازم است. مشکل را اولا در کنار خوبی ها باید دید و ثانیا همه مشکل را دید. می دانم یک درصد مردم از ترس مشکلات مالی به خرید طلا و دلار روی آورده اند. می دانم خیلی های شان ناآگاهند. می دانم اگر ما طلا نخریم و دلار نداشته باشیم، به خاک سیاه ممکن است بنشینیم و بعدها همین حداقلیات را نداشته باشیم. می دانم که دولت باید مسیر اقتصادی را تأمین کند. ولی اگر یک صد لگد به دولت می زنیم، یک جوالدوز هم به خاله و عمه و دایی برای خرید طلا و دلار بزنیم به جایی بر نمی خورد. 

 

12.
اقتصاد، خون در رگ های جامعه است. اگر با حبس مال، این خون منجمد شود، جامعه نمی تواند به زیست خود ادامه بدهد. خرید طلا و دلار، در مقطع فعلی، ممکن است مصداق حبس مال باشد. نمی گویم گناه دارد. نه. تشخیص گناه داشتن یا نداشتنش با من نیست راستش و دانش اقتصادی من تا به اینجا نمی کشد. ولی انقدری می دانم که اگر مردم، همه با کمک هم این حجم خرید از طلا و دلار را نداشته باشیم، حداقل در مسیر طلا و دلار، آب در آسیاب دشمن نریخته ایم. ممکن است گفته شود که اگر من نخرم بقیه می خرند و من ضرر می کنم. اینجا همان نقطه سخت کار است دیگر. هم از جهت تصمیم گیری هم از جهت همراه کردن بقیه. چون هرکس حس کند تنهاست، گرگ خور می شود و تصمیم اشتباه می گیرد :)