گوی

1.

 

2.

قاعده آموزش این است که قدم به قدم باید جلو رفت. مثلا امسال که سال اقتصادی ست، باید در فضای اقتصادی جامعه دمید و مردم را به سمت تولید سوق داد. به سمت سرمایه گذاری در تولید. به سمت فعالیت اقتصادی. بعد که عده ای دچار فرو رفتن در اقتصاد شدند و فقط از زندگی پول را فهمیدند، شروع به اصلاح رویه شان کرد و رابطه اقتصادی با زندگی را تنظیم. قاعده آموزشی این است ولی از آن جهت که ما در زمین بایر نیستیم و نقطه صفرِ داستان، پس تذکراتی اگر داده شود بد نیست. 

3.
من می گویم بد نیست و شما بخوانید ضروری ست. زمان ما درس، حداقل در بین ما ها حرف اول را می زد. منظور از درس هم علم بود. مکرر در مکرر در گوش ما می خواندند که آدم باسواد روی زمین نمی ماند. من کمی بخواهم توسعه در موضوع بدهم می گویم آدم توانمند روی زمین نمی ماند. حالا الان چی؟! مکرر در مکرر جامعه در گوش نونهالانش می خواند که زندگی خوردن است و خوابیدن و تو باید پول داشته باشی که بخوری و بخوابی. همین. 

4.
دایی، مختصات جالبی دارد. خدا همه دایی ها را نگه دارد و همه را دایی کند :| یکی از مختصات دایی این است که در دید و بازدید ایام نوروز، چون من هستم، حتما بحثی از همسایه شان که طلبه است و دو سال اینجا بوده و دو سال قم و بعدش معمم شده و الان ماشین زیر پایش است و معلوم نیست این پول ها را از کجا آورده، مطرح کند! بعد بحث را ببرد سمت پدر این آقای طلبه که بگوید تریاکی است. همین جا زن دایی وارد شود و مخالفت کند و بگوید علی! اینجوری نیست! و دایی هم بگوید: «همینه! عصر به عصر بافورش رو می گیره و میره خونه رو به رو و می کشه و میاد سمت خونه خودشون» و زن دایی هم سکوت کند! حالا نه اینکه روال هر سال باشد که روال یک سال در میان همین است. امسال، خواهرم که به رگ غیرتش برخورده بود آمد وسط بازی دایی و زن دایی! گفت «کی می گه طلبه ها پولدارن، ایناهاش! این داداش ما نمونه کار!» و خلاصه با بلدوزر از روی من رد شد :)))))
چون آبجی من تجربه نکرده، و شاید شما هم این مسئله را تجربه نکرده باشید، باید بگویم که مثال شخصی زدن اصلا کار جالبی در این موارد نیست. چرا؟! چون هزار بار دیده ام شخصی که معترض است به یک حرکت، به یک شخصیت، به یک روند خاص، همان یکی را تعمیم میدهد به همه جا، ولی وقتی تو یک مثال نقض برایش می زنی، آن مثال را در حد یک مورد خاص نگه می دارد! 
مثلا همین دیروز پریروز توی مسجد، دو تا از پیرمردها داشتند با هم بگو مگو می کردند سر آخوند ها! مدافع روحانیت تهش به من نگاه کرد و گفت فلانی هم آخونده ها! مخالفِ محترم که از قضا بنده خدا خیلی به من محبت دارد هم گفت فلانی فرق می کند و به مخالفتش ادامه داد! 

5.
قدیم رخش را به رستم می شناختند، نه رستم را به رخش! الان برعکس شده. فلانی که دنا پلاس دارد. فلانی که خانه دوبلکس دارد. فلانی که... . 

6.
«و لا تمدَّنَّ عینیک» یعنی چشم ندوز. زُل نزن به ماشینش. زُل نزن به زنِ خوبش. زُل نزن به بچه های اتوکشیده اش. زُل نزن به تقدیر نامه هایش. زُل نزن به احترام هایی که به او می گذارند. زُل می زنی، بعدش خودت را مقایسه می کنی، بعدش یقه خدا را می گیری که من نماز می خوانم و دعایم به جایی نمی رسد، او که صبح به صبح زندگی اش را با کفر به تو شروع می کند، هر روز داراتر می شود! زُل نزن که تا کفر جلو نروی.

7.
دیدم میرزا می گوید غریبٌ جالس غریبا. روضه اش را با این جمله جلو می برد. روضه امیرالمومنین سلام الله علیه را. دیشب غریب بودن را جور دیگری درک کردم. تا قبل از این هم هزار بار شنیده بودمش، ولی اینجوری نفهمیده بودم. چجوری؟! 
من همیشه در ذهنم این بود که شهید اول و شهید ثانی بهره دنیوی زیادی نداشتند و ثمره کارشان تا همین الان هم در حوزه های علمیه خوانده می شود و این امتداد یافتن و اثر بخشی را خود در زندگی ندیدند. بعد ملاصدرا را هم همینطور می دیدم. که ثمره کارش دویست سال بعد در جامعه مشخص شد. دیشب اما وقتی داستان تشییع غریبانه امیرالمومنین سلام الله علیه را خواندند، متوجه شدم که سر سلسله نتیجه ندیدن ها به کجا ختم می شود. 
و ما هنوز، هنوز، هنوز، هنوز، هنوز دنبال این هستیم که با یک نماز زندگی مان صفر تا صد بدون مشکل بشود! قصه های کودکانه، برای پیرمردها و پیرزنها. از همان ها که آخرش شخصیت اصلی داستان به خوبی و خوشی زندگی کرد تا آخر عمر. منتظر همینیم. 

8.
«یکنزون الذهب» یعنی گنج درست کنی برای خودت و سرمایه ای که باید در گردش باشد را راکد کنی. 

9.
همین الان، بیخ گوش من، زنگ زد پرسید و گفتند خمس ندارد. بعد با خوشحالی نگاهم کرد و گفت: سی میلیون خمس طلام می شد و خدا رو شکر پرید! چپ چپ نگاه کردنم را که دید، شروع کرد به توضیح دادن. بله. همیشه توضیح وجود دارد. الحمدلله. خدا را شکر می کنم که برای این همه توضیحی که برای رکود سرمایه وجود دارد. این توضیحات همیشه برای من لازم است. منِ زبان نفهمی که به این چیزها گیر می دهم، حتما نیاز به توضیح دارم. 

نظرات  (۱)

۴. [ دانلود خواهری که از آدم جلوی جمع دفاع کنه...]

یه استدلال دیگه هم هست: [تو هر قشری خوب و بد وجود داره] این رو من پر تکرار تر شنیدم
پاسخ:
سلام

خدا همه خواهرها رو حفظ کنه

بله بله... از این حرف ها زیاده... 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.